ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
630
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
بر آن مطلع نشده . و از كلمات اوايل ترجمه معلوم شد كه اساتيد درس وى 7 نفر بودهاند ، و شيخ محمد حسن بارفروشى در نزد او درس خوانده ، و ميرزا محمد همدانى ( 1303 ) از او اجازت روايت داشته ، و هم شيخ محمد باقر اصطهباناتى از وى اجازت روايت داشته و در « الذريعة 10 : 188 ش 450 » مرحوم آقاى شريعت را شاگرد او در اصفهان نوشته ؛ كه بجمله شاگردان يا مجازين روايت او چهار نفر بشوند . و بالاخره وى در سنه 1299 هزار و دويست و نود و نه در كربلا وفات كرد ، چنان كه خواهرزادهاش شيخ على معلم اصفهانى نزيل سامره بمؤلف « الكرام » گفته و در مقبرهء صاحب « ضوابط » دفن شد ، انتهى . و همچنين در « شهداء الفضيله : 352 در پاورقى » و « الذريعة : 1 ش 2223 » وفاتش در اين سال ذكر شده . مطالبى كه در اين ترجمه راجع بمرحوم ملا محمد تقى نوشته شد ، چنان كه در صدر عنوان ذكر نموديم مأخوذ از « الكرام البررة » و برخى از مواضع ديگر است ، ليكن بايد متذكر بود كه طرفه چيزى است كه بعضى از بزرگانى كه در علم و عمل مقامى سامى دارند متهم بفساد عقيده شده تا كارشان منجر بقتل يا اخراج بلد گرديده ، اينك ببين در كتاب « فتنه باب » دربارهء ملا محمد تقى چه نوشته و عاقبت كار شاگردش شيخ محمد باقر اصطهباناتى در سال 1326 بكجا انجاميده . ملا محمد تقى برادرى داشته بنام ميرزا عبد الرحيم كه وى از اهل علم و فضل بوده و با اعتضاد السلطنه تدارس داشته ، يعنى او نزد اعتضاد السلطنة اكر 7 منلائوس 8 و اكر متحركهء اوطوكيوس 9 و ساير متوسطات را مىخوانده ، و شاهزاده نزد او حكمت فلاسفه و كتب ملا صدرى را ( كه او اينها را نيك مىدانسته ) مىخوانده ، و در گرفتارى بابيه متهم بموافقت با اين فرقه و دستگير شده ، و بشفاعت اعتضاد السلطنه رهائى يافته و مجاز برفتن عتبات گرديد چنان كه در « فتنهء باب : 46 » نوشته . و اكر بضم الف و فتح كاف يكى از أوزان جموع كره بضم كاف است ، و منلائوس و اوطوكيوس نام دو نفر از معاريف رياضيين يونان است . و ظاهرا صاحب ترجمه را فرزندى بنام محمد اسماعيل بوده زيراكه در « فهرست كتابخانه